jump to navigation

رد معجزات علمی قرآن (قسمت چهاردهم) 9 نوامبر 2010

Posted by prophet150 in دیدگاه های عجیب در مورد قرآن.
Tags: ,
trackback

مثال چهاردهم

در مورد محاسبه سرعت نور در قرآن

سوره سجده آیه 5: » يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاء إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ «

ترجمه فولادوند : » كار [جهان] را از آسمان [گرفته] تا زمين اداره مى‏كند آنگاه [نتيجه و گزارش آن] در روزى كه مقدارش آن چنان كه شما [آدميان] برمى‏شماريد هزار سال است به سوى او بالا مى‏رود.»

سوره حج آیه 47: » وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ «

ترجمه فولادوند: » و از تو با شتاب تقاضاى عذاب مى‏كنند با آنكه هرگز خدا وعده‏اش را خلاف نمى كند و در حقيقت‏يك روز [از قيامت] نزد پروردگارت مانند هزار سال است از آنچه مى‏شمريد.»

نظر معتقدین به معجزه علمی در رابطه با سرعت نور را می‌توانید در آدرس:http://quran-m.com/firas/farisi/?page=show_det&id=546&select_page=23 بطور کامل مطالعه کنید یا با جستجوی عبارت «سرعت نور در قرآن» مطالب مشابه دیگر را نیز ببینید.

خلاصه این نظر اینگونه است: با توجه به آیه 5 سوره سجده، مسافتی که امر خدا در مدت یک روز طی می‌کند برابر است با مسافتی که ماه در مدت 1000 سال قمری می‌پیماید. 1000 سال قمری معادل 12000 ماه قمری است. بنابراین:

اگر مسافت پیموده شده توسط ماه در مدت یک ماه قمری نجومی برابر » L » باشد،

اگر سرعت امر الهی یا همان نور مساوی » C » بر حسب کیلومتر در ثانیه باشد،

اگر مدت زمان یک روز نجومی مساوی » T » بر حسب ثانیه باشد،

و با توجه به فرمول فیزیکی « مسافت طی شده = سرعت متحرک x مدت زمان سفر »

پس میتوان نوشت : C . T = 12000 . L = مسافت

با توجه به اینکه یک روز نجومی 23 ساعت و 56 دقیقه و 4 ثانیه است (86164.1 ثانیه) بنابرین T=86164.1 s

از طرفی مقدار مسافتی که ماه در طول یک ماه قمری نجومی طی میکند بر حسب کیلومتر برابر است با 2,152,612.58

با جایگزینی اعداد در رابطه فوق مقدار C یا همان سرعت نور بر حسب کیلومتر در ثانیه مقدار 299,792.5 بدست می‌آید.

من در این خلاصه گوئی، طریقه بدست آوردن عدد L را حذف کردم و به مقدار نهائی آن اکتفا نمودم.

بررسی مطلب:

اول – اساس و پایه این محاسبات کاملا اشتباه است. در آیه بر روی زمان بحث شده. یعنی زمانی که امر خدا طی می‌کند (حالا چه در نزول یا در صعود یا زمان هر دو با هم) یک روز است که این یک روز به حساب ما معادل 1000 سال است. معتقدین به معجزه علمی اولین فرضی که بنا میگذارند این است: «مسافتی که امر خدا در مدت یک روز طی می‌کند برابر است با مسافتی که ماه در مدت 1000 سال قمری می‌پیماید.» زمانها با هم مساوی است نه مسافتها. در فیزیک، حاصلضرب سرعت در زمان، مساوی مسافت است. (x=v.t) مگر سرعت حرکت انتقالی کره ماه در گردش بدور زمین با سرعت حرکت امر خدا (سرعت نور) مساوی است که از مساوی بودن زمان، بتوان مساوی بودن مسافتها را نتیجه گرفت؟

دوم – از طرفی چه ربطی به کره ماه دارد؟ چرا مسافتی را که ماه در این مدت 1000 سال طی می‌کند مورد محاسبه قرار می‌گیرد؟ در طول همین 1000 سال، زمین چه بحساب سال قمری(355 روز) و چه بحساب سال شمسی(365 روز)، مسافتی را بدور خورشید طی میکند. چرا این مسافت در محاسبات استفاده نمی‌شود؟

سوم – عدد T که در فرمول مذکور جایگزین کرده‌اند زمان 86164 ثانیه معادل یک روز بر روی کره زمین است. در صورتیکه باید ثانیه‌های 1000 سال محاسبه گردد نه یک روز. چرا که هر دو آیه بیان میدارد آن یک روز کیهانی معادل 1000 سال ما اهالی زمین است.

چهارم – فرض کنیم همه چیزی که ایشان می‌گویند درست باشد. طبق محاسباتشان سرعت حرکت امر خدا با سرعت نور مساوی است. ضمنا مدت زمان سفر این امر خدا که با سرعت نور حرکت می‌کند، معادل 1000 سال ما می‌باشد. اگر فرض کنیم این 1000 سال فقط مربوط به بازگشت امر الهی از زمین به آسمان باشد، پس در واقع محلی که این امر به آنجا می‌رسد و نیز از آنجا صادر شده، با زمین ما فقط 1000سال نوری فاصله دارد. یعنی چیزی حدود 8470 میلیارد کیلومتر و این در حالی است که کرات و کهکشانهائی هستند که فاصله آنها از زمین ما یک میلیون سال نوری میباشد. به عبارت دیگر طبق محاسباتی که معتقدین به معجزه علمی انجام داده‌اند فاصله آسمان هفتم و عرش خدا از زمین فقط 1000 سال نوری است و عرش خدا میان کهکشانها واقع شده. و این با آیاتی که عرش خدا را بالای آسمان هفتم و جمیع کواکب را در آسمان اول می‌داند در تعارض آشکار است.

در مطالبی مشابه، بیان می‌دارند نظریه نسبیت در قرآن بیان شده و آن را به آیه 4 سوره معارج مرتبط می‌کنند:

سوره معارج آیه 4: » تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ «

ترجمه فولادوند: » فرشتگان و روح در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا مى‏روند.»

در اینجا نیز فرمولی را بصورت T=Tₒ / (1- (V^2 / C^2))^1/2  ارائه میدهند که در آن C سرعت نور و V سرعت فرشتگان میباشد. در این فرمول نیز T را معادل 50000 سال و Tₒ را معادل یک روز می‌گیرند. در صورتیکه این یک روز کیهانی به حساب ما باید 50000 سال (یا 1000 سال مطابق آیه 5 سوره سجده) باشد. در واقع همان اشتباهی که در جایگذاری T در فرمول قبلی انجام شده بود. و در نهایت نتیجه می‌گیرند سرعت فرشتگان با سرعت نور مساوی است. و بواسطه همین سرعت زیادشان زمان برای آنها کندتر میگذرد. بطوری که یک روز آنها معادل 50000 سال ما می‌باشد.

در واقع با توجه به بعضی از تفاسیر و نیز عرفی که در بیان مقدار مسافت با واحد زمان در محاورات بکار می‌رود، معنی آیه فوق به اینصورت استنباط می‌شود: مسافتی را که فرشتگان طی می‌کنند تا به آسمانها برگردند بقدری زیاد است که آدمی آن را در 50000 سال طی می‌کند. لذا فرشتگان این مسافت را با سرعت و در یک روز می‌پیمایند. در زمان فعلی هم گاهی اوقات این طرز بیان را داریم. مثلا میگوئیم مسافت تهران تا مشهد با هواپیما 1 ساعت و با قطار 12 ساعت است. این مطلبی است که در 1400 سال قبل برای مردم قابل فهم بوده و هیچ ربطی به نظریه نسبیت انشتین ندارد.

لطفا دقت کنید بکار بردن مقدار مسافت با زمان در محاوره امکان پذیر است اما معتقدین به معجزه علمی از برابر بودن زمان، برابر بودن مسافت را نتیجه گرفتند و این در فیزیک روا نیست.(بحثی که در ابتدای مطلب بیان شد)

بحث در مورد اعداد 50000 سال و 1000 سال که در آیات 4 سوره معارج و 5 سوره سجده و تفاوتشان را در مطالب آینده به نظرتان خواهم رساند.

About these ads

دیدگاه‌ها»

1. پدرام - 21 نوامبر 2013

سلام!
دوست عزیزی که داری این حرف ها رو میزنی…چرا دقت در آیه 5 سوره سجده نمی کنی؟
عزیز دل…خدا امر را دستورات زمین رو از آسمان به سمت زمین تدبیر میکند
ُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ
سپس ثُمَّ
يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ
امر در مقادار زمان 1000 سال به سمت زمین عروج می کند!نه به سمت خدا عزیزم!
برای عربی خوندن با ید واژه شناسی و قواعد رو خوب بلد باشی!!!
این خودش دلیلی بر کرویت زمین هم هست چون عروج به معنای حرکت رو به بالا است و این نشون میده اون قسمت از آسمان پایینتر از زمین از نظر دستگاه مختصات قرار داره!
توجه به «الی العرض» و «الیه» بکن!قرار بود که امر بعد از تدبیر به سمت زمین بیاد،پس در قسمت دوم داره میگه که به سمت زمین میاد.
و من الله توفیق!

2. mili - 25 اکتبر 2012

دمتون گرم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: